توی یه رابطهی واقعی (پاکت) باید همه چی برام مشخص باشه. همهی کارتا رو میز باشه. من کجام و اون کجاست و چی میخوام و چی میخواد.
اگه این جوری نباشه بسته به این که یارو چقد مهمه و کرش مورد نظر چقدر عظیم؛ تا یه مدتی باهاش مدارا میکنم و بعد دیگه تمومه. همچین وضعیت مگویی دیگه حداکثر یک ماه از زمانی که بگم عیزم آی لاو یو، آی لایک یو، آی وانا اسلیپ ویت یو (سلام ال) و جوابی نیاد یا جواب روشنی نیاد یا جواب پیچیدهی لازم به کشف رمزی بیاد طول میکشه.
دیدین یه عدهای هستن که لام تا کام حرف نمیزنن؟ اگه بپرسی میپیچونن؟ میندازنت توی یه لابیرنتی که ممکنه تا ته عمرت توش گم بشی؟
دیدین یه عدهای هستن که تا آخرین لحظهی ممکن هنوز یه سری کارت تو جورابشون قایم کردن؟
هر چقدرم بهشون نزدیک باشی بازم هی باید فکر کنی "هی/شی لاوز می-هی/شی لاوز می نات". تا لحظهی آخر؟
اینا رو نه تنها باید از هر گونه رابطهی سرراستی که مشخصه چه غلطی توش میکنن محروم کرد، بلکه به زعم من باید گذاشت وسط جرز دیوار.
21 juillet 2013


