چندی پیش سری به
شیاطین سرخ زدم که برایم جالب بود از همان روز به نیما قول دادم که مطلبی درخصوص فوتبال و اینکه این رشته ورزشی به چه میزان در معادلات سیاسی و اقتصادی تاثیر دارد برایش به نگارش درآورم در همین ایام مقاله ای از استاد گرامی
اسماعیل شفیعی سروستانی به دستم رسید که بد نیست برای دوستان و بخصوص دوستداران شیاطین سرخ مطالعه کنید فعلا قسمت اول این مقاله را داشته باشید تا قسمت های بعدی آن برسد
دنیای حرفه ای ها
حكومت آرژانتين از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرايي جام جهاني آرژانتين، طي يك مصاحبة مطبوعاتي اعلام كرد:
«جام جهاني به بهترين شكل ممكن برگزار خواهد شد. اين يك تصميم سياسي برگشتناپذير است. هفتصد ميليون دلار خرج ميكنيم تا به وسيلة فوتبال تصوير حقيقي كشور خود را به جهانيان عرضه كنيم. يك تصوير متفاوت...» و مجلة «لااوپينيون» در سر مقالة خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهاني فوتبال يك رويداد سياسي است و اهداف سياسي را تعقيب ميكند.»
امريكاي لاتين و ورزش مدرن
كشورهاي امريكاي لاتين، عليرغم تاريخ و فرهنگشان، امروزه به عنوان درماندهترين و عقبماندهترين كشورهاي جهان به شمار ميروند. مجموعهاي از كشورهاي بزرگ و كوچك كه طي ششصد سال اخير هيچگاه مجال عرض اندام نيافتهاند. به همان سان كه ماشينهاي مكندة منابع زيرزميني و معادن سرشارش هيچگاه خاموش نشده و همواره ثروتهاي سرشار آنان را به خزانة دول استعماري سرازير كردهاند.
آن گاه كه زور سرنيزههاي سربازان انگليسي و فرانسوي و امريكايي توان فراگير خود را براي رام كردن ساكنان اين سرزمين بزرگ از دست داد، «فوتبال» پاي در ميان نهاد تا به عنوان سلاحي كارآمد از طريق استحمار مردم اين ديار، راه خروج منابع غني امريكاي لاتين و سرازير شدن آن را به صندوقهاي گشاد و عريض و طويل دول استعماري هموار سازد.
حضور استعمار در ميان كشورهاي آسيايي و آفريقايي، حضور اربابي مطلقالعنان بود. همراه با قراردادي يكطرفه؛ كه در آن حق بهرهبرداري و بهرهكشي بيقيد و شرط با دستنشاندگان و مأموران دول استعماري بود. اگر در سرزمينهاي اسلامي، اختلافات مذهبي و قومي ميتوانست امكان حضور دولتهاي انگليس و فرانسه را فراهم آورد و آنان را دايرمدار امور سازد؛ در سرزمين بزرگ چين، ترياك مجاني و رايج ميتوانست چشمها و گوشها را ببندد تا ساكان اين سرزمينها كاملاً از حضور خصمي خونخوار غافل بمانند؛ در آمريكاي لاتين وضع دگرگون بود. از نيمه دوم قرن نوزده، استعمار و اقتصاد ويژهاش بر آمريكاي لاتين سايه افكنده و اين سرزمين را در چنگ خويش گرفتار آورده بود.
فقدان گرايشهاي مذهبي، فلسفي و اعتقادي و ناكار ماندن افيون، استعمار را واداشت تا براي حضور بلامنازعه از ورزش مدرن مخصوصاً «فوتبال» استفاده نمايد. «فوتبال، آن هم فوتبال پروفسيونل ميتوانست چشم و گوش ملتهاي بيريشه را ببندد، بدان حد كه آنها فراموش كنند كه هستند و براي چه فعاليت ميكنند... ميبينيم كه استعمار در مقابل قهوه و كائوچوي اروگوئه در سال 1926 چگونه دام ورزش را در اروگوئه، كوچك ترين كشور امريكاي لاتين گسترد.»1